آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

459

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

شبيه برگزيدگان مانوى داشته‌اند ، ولى پيشوايان مزدكيه دريافتند ، كه مردمان عادى نمىتوانند از ميل و رغبت به لذات و تمتعات مادى از قبيل داشتن ثروت و تملك زنان و يا دست يافتن بزن مخصوص ، كه مورد علاقه است ، رهايى يابند ، مگر اينكه بتوانند اين اميال خود را بآزادى و بلامانع اقناع كنند . پس اين قبيل افكار را مبناى عقايد و نظريات اجتماعى خود قرار دادند و گفتند كه : خداوند كليه وسايل معيشت را در روى زمين در دسترس مردمان قرار داده است ، تا افراد بشر آن را بتساوى بين خود قسمت كنند ، بقسمى كه كسى بيش از ديگر همنوعان خود چيزى نداشته باشد . نابرابرى و عدم مساوات در دنيا بجبر و قهر از آن بوجود آمده است ، كه هر كس ميخواسته ، تمايلات و رغبتهاى خود را از كيسه برادر خود اقناع كند ، اما در حقيقت هيچكس حق داشتن خواسته و مال و زن بيش از ساير همنوعان خود ندارد . پس بايد از توانگران گرفت و به تهىدستان داد ، تا بدين وسيله مساوات دوباره در اين جهان برقرار شود « 1 » . زن و خواسته بايد مانند آب و آتش و مراتع در دسترس همگان بالاشتراك قرار گيرد « 2 » اين عمل خيرى است ، كه خداوند فرموده و نزد او اجر و پاداش عظيم دارد و گذشته از تمام اينها ، دستگيرى مردمان از يكديگر عملى است قابل توصيه و باعث خشنودى خداوند « 3 » . پس به آسانى ميتوان فهميد ، كه چرا دشمنان اين فرقه كمونيستهاى مزدكى را عموما متهم باباحه و ترويج فحشا و منكر كردند ، در صورتى كه اين كارها خلاف اصل زهد و ترك است ، كه پايه و اساس عقايد مزدكيان را تشكيل مىداد . خلاصه در اثر افكار و انديشه‌هاى اخلاقى و نوعدوستى زردشت و مزدك به اين نتيجه رسيدند ، كه بتبليغ يك انقلاب اجتماعى بپردازند . زردشت و مزدك هر دو تأكيد ميكرده‌اند ، كه انسان مكلف به عمل خير است و در اصل شريعت آنان نه تنها قتل بلكه اضرار به غير هم ممنوع بود .

--> ( 1 ) - اوتيكيوس ؛ طبرى ، ثعالبى ، فردوسى و غيره . ( 2 ) - شهرستانى . ( 3 ) - طبرى .